بهار

اندرون خانه ام ابرست و بیرون آفتاب

+ "نمی خواهم برگردی"

"نمی خواهم برگردی"

این را به همه گفته ام

حتی به تو

به خودم

اما نمی دانم

چرا هنوز

برای آمدنت فال میگیرم...!!

 

نویسنده : بهاره ; ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٠
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ عشق

بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی
 

 
نویسنده : بهاره ; ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٠
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ تقدیم به کسی که دوسش دارم اما باور نمیکنه...

 

 

 

29مرداد تولد دوستمه اما الان باهام قهره ...

قهر باشی یا نباشی ،دوستم بمونی یا نمونی،باور کنی  یا نکنی

 من دوست دارم

 

 

نویسنده : بهاره ; ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٠
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ تقدیم به تمامی زنانی که قطعا" قابل احترامند و مردانی که زن را اینگونه می بینند

 
 
 
 
 
 
 

 
 

  من به زن وجودم افتخار می کنم، هر روز و هر لحظه ... من به تمام زنان آزاده و سربلند دنیا افتخار می کنم و به تمام مردانی که یک زن را اینگونه می بینند و تحسین می کنند.

نویسنده : بهاره ; ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩٠
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+  

چه بسیار روزه دارانی که بهره ای نیست آن ها

را از روزه به غیر از تشنگی و گرسنگی...

کم اند روزه داران وچه بسیارند گرسنگی

کشندگان...

 

 

 

در دعای سحرت هرگز از یاد مبر، من جا مانده بسی محتاجم...

نویسنده : بهاره ; ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٤ امرداد ۱۳٩٠
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ ...

در این تابستان داغ نگاهای سردت کشنده تر از 

گرماست

و من در آسمان دوستیمان گویی برف و سرما را تا

 مغز استخوانم درک میکنم

 

همه از گرما میسوزن ولی سوزش سرما خیلی بدتره خیلی... 

یادت باشه اگه یه چیزیو گرم وسرد کنی  هرچقدم سخت باشه یه روز میترکه... 

نویسنده : بهاره ; ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۸ امرداد ۱۳٩٠
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ رنج هست...

رنج هست، مرگ هست، اندوه جدایی هست،
اما آرامش نیز هست، شادی هست، رقص هست،
خدا هست.
زندگی، همچون رودی بزرگ، جاودانه روان است.
زندگی همچون رودی بزرگ که به دریا می رود،
دامان خدا را می جوید .
خورشید هنوز طلوع میکند
فانوس  ستارگان هنوز از سقف شب آویخته است :
بهار مدام می خرامد و دامن سبزش را بر زمین می کشد :
امواج دریا، آواز می خوانند،
بر میخیزند و خود را در آغوش ساحل گم میکنند.
گل ها باز می شوند و جلوه می کنند و می روند .
نیستی نیست .
هستی هست .
پایان نیست.
راه هست.
تولد هر کودک، نشان آن است که :
خدا هنوز از انسان ناامید نشده است . رابنیندرانات تاگور

نویسنده : بهاره ; ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٠
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ دیدار با خدا”


روزی روزگاری زنی در کلبه ­ای کوچک زندگی می­کرد. این زن همیشه با خداوند صحبت می­کرد و با او به راز و نیاز می­پرداخت.. روزی خداوند پس از سال­ها با زن صحبت کرد و به زن قول داد که آن روز به دیدار او بیاید. زن از شادمانی فریاد کشید، کلبه ­اش را آماده کرد و خود را آراست و در انتظار آمدن خداوند نشست! چند ساعت بعد در کلبه او به صدا درآمد! زن با شادمانی به استقبال رفت اما به جز گدایی مفلوک که با لباس­های مندرس و پاره ­اش پشت در ایستاده بود، کسی آنجا نبود! زن نگاهی غضب­ آلود به مرد گدا انداخت و با عصبانیت در را به روی او بست. دوباره به خانه رفت و دوباره به انتظار نشست!
ساعتی بعد باز هم کسی به دیدار زن آمد. زن با امیدواری بیشتری در را باز کرد. اما این بار هم فقط پسر بچه­ ای پشت در بود. پسرک لباس کهنه ­ای به تن داشت، بدن نحیفش از سرما می ­لرزید و رنگش از گرسنگی و خستگی سفید شده بود. صورتش سیاه و زخمی بود و امیدوارانه به زن نگاه می­کرد! زن با دیدن او بیشتر از پیش عصبانی شد و در را محکم به چهار چوبش کوبید. و دوباره منتظر خداوند شد.
خورشید غروب کرده بود که بار دیگر در خانه زن به صدا درآمد. زن پیش رفت و در را باز کرد…
پیرزنی گوژپشت و خمیده که به کمک تکه چوبی روی پاهایش ایستاده بود، پشت در بود. پاهای پیرزن تحمل نگه­داشتن بدن نحیفش را نداشت. و دستانش از فرط پیری به لرزش درآمده بود. زن که از این همه انتظار خسته شده بود، این بار نیز در را به روی پیرزن بست!
شب هنگام زن دوباره با خداوند صحبت کرد و از او گلایه کرد که چرا به وعده اش عمل نکرده است!؟
آنگاه خداوند پاسخ گفت:
ـ من سه بار به در خانه تو آمدم، اما تو مرا به خانه ­ات راه ندادی!

نویسنده : بهاره ; ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٠
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ چگونه به آرامش ذهنی دست یابیم؟

7 راه برای رسیدن به آرامش ذهنی
 

هر که هستید و هر کجا زندگی می‌کنید آرامش را به زندگی خود دعوت کنید و آن را در ذهن خود جایگزین سازید. اگر کلام و رفتار شما قرین آرامش باشد، بدون شک این ویژگی به دنیا‌ی اطراف شما نیز سرایت خواهد کرد.

به خاطر داشته باشید برای رسیدن به این وضعیت ، لازم است برخی قابلیت‌های ویژه را در خود پرورش دهید و شرایط خاصی را در زندگی خویش ایجاد نمائید.

هرگز امید را از کسی سلب نکنید، شاید این تنها چیزی باشد که دارد .
رعایت نکات زیر مقدماتی است که به شما کمک می‌کند در این مسیر گام بردارید:

1- یاد بگیرید که گاه مسائل را رها سازید.

بدین معنا که به هر مسئله‌ای دائماً گره نخورید. وقتی همیشه و همه جا در فکر مسائل خود هستید و به مرور آنها می‌پردازید، در واقع همیشه بار اضافه‌ای را با خود حمل می‌کنید که این خود سبب ایجاد اضطراب و استرس در شما می‌گردد. بیاموزید که با یک ذهن رها و آزاد زندگی کنید. این امر به شما کمک می‌کند که با هر محرک کوچک و یا مانع جزئی آشفته نشوید.

2- به خود و خدای خود ایمان داشته باشید.

اگر به خود و خدای خود ایمان داشته باشید، به راحتی از عهده مشکلات زندگی برخواهید آمد . و ثابت قدم و مطمئن در راه رسیدن به اهداف خود گام خواهید برداشت.

3- مثبت اندیش باشید

اگر دیدگاه مثبت اندیشی نداشته باشید، همه‌چیز می‌تواند بی‌فایده و بی‌ثمر باشد. داشتن نگرش مثبت و امید، بهترین سلاح در مقابل ترس و اضطراب است.

4- نسبت به انتظارات و برنامه‌ریزی‌های خود، واقع بین و منطقی باشید.

توانائی‌های خود را در موقعیت‌های خاص بشناسید و نسبت به عدم توانائی‌ها و ضعف‌های خود واقع بین باشید. هر چقدر نگرش شما نسبت به مسائل زندگی منطقی‌تر باشد، به آرامش بیشتری دست خواهید یافت.

5- نسبت به انسان‌ها، عشق بی‌قید و شرط خود را نثار کنید.

شما می‌توانید از دوستان، هم اتاقی‌ها و هم‌ کلاسی‌های خود شروع کنید. یاد بگیرید که آنها را بدون قید و شرط دوست بدارید، در مقابل ضعف‌های آنها صبور باشید و خطاها و اهمال کاری‌هایشان را ببخشید. هر چقدر نسبت به دیگران بخشش بیشتری داشته باشید، احساس شادی و خرسندی بیشتری را تجربه خواهید کرد.

6- معنای فداکاری را لمس کنید.

دست بخشش داشته باشید. ولی انتظار بازگشت نداشته باشید. دیگران را به شیوه‌های خودشان خوشحال کنید. به افراد بی‌پناه، یتیم و فقیر کمک کنید. برای آنهایی که خواهان یاری شما هستند پشت و پناه باشید و بدون آنکه منّتی بر آنها نهید ، تکیه‌گاهشان باشید. هر چقدر بیشتر ببخشایید، از الزامات و قید و بندها بیشتر رها خواهید شد.

7- افکار خود را بازسازی کنید.

در افکار و عقاید خویش نسبت به شخص خود، بازنگری کنید. بیاموزید در مقابل خویشتن صبور باشید و ارزش‌ها و استعدادها و مهارت‌های خود را ارج نهید. خود را بدون هیچی قید و شرطی دوست بدارید. هر گونه ترس و تردید غیرمنطقی که در مورد خود دارید کنار بگذارید. اگر دیدگاه مثبت و سالمی را در مورد خود داشته باشید یاد خواهید گرفت که خود را بدون قید و شرط قبول داشته باشیبا اس ام اس و جوک خنده دار و طنز
 
با وجود همه ی اینا آدم یه جایی میبره... خسته میشه... دیگه این حرفا روش تاثیر نداره
 
حرف هیشکی آرومش نمیکنه...
 
خیلی خسته ام خیلی ...
 
نویسنده : بهاره ; ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢ تیر ۱۳٩٠
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ اما همیشه...همیشه انسان باش...

دیندار یا بی دین فرقی نمی کند، تنها لایق نام انسان باش.. گاهی برو...گاهی بمان..گاهی بخند..گاهی گریه کن...گاهی حرف بزن..گاهی فریاد بزن...گاهی قدم بزن...گاهی سکوت کن..گاهی رها شو...گاهی ببخش..گاهی یاد بگیر...گاهی سفر کن...گاهی اعتماد کن...گاهی بازی کن...گاهی فراموش کن...گاهی زندگی کن...گاهی باور کن..گاهی بزرگ باش...گاهی کوچک باش..گاهی چتر باش..گاهی باران باش...گاهی شب باش..گاهی مرد باش..گاهی فرشته باش..گاهی سیلی بزن...گاهی مرگ..گاهی زندگی...گاهی سوال..گاهی جواب..گاهی دریا ..گاهی برکه..گاهی همه چیز..گاهی هیچ چیز... اما همیشه .. همیشه انسان باش..ـ

نویسنده : بهاره ; ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩٠
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ زیبا و آموزنده

زندگی را دوست دارم به شرط آن که:

(ز)آن زندان نباشد

(ن)آن ندامت نباشد

(د)آن در ماندگی نباشد

(گ)آن گورستان نباشد

(ی)آن یاس نباشد….

 

*********************************************************

از تمام داشته هایت که به آن می بالى خدا را جدا کن بعد ببین

 چه دارى ؟


به همه کمبودهایت که از آن می نالى خدا را بیفزا و ببین دیگر

 چه کم دارى ؟

*********************************************************

انسان ها دو دسته اند:


آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند درروشنایی

*********************************************************

خوش بین باشید ، اما خوش بین دیر باور . . .


(ساموئل اسمایلز)

*********************************************************

مثل خردمندان فکر کنید اما با مردم به زبان خودشان حرف

بزنید . . .


(ویلیام بولریتس)

*********************************************************

هرگز به دیگران اجازه نده قلم خودخواهی دست بگیرند دفتر

سرنوشت


را ورق زنند خاطراتت را پاک کنند و در پایانش بنویسند قسمت

نبود  . . .

*********************************************************

خوشبختی سراغ کسی می رود که فرصت اندیشه درباره

بدبختی را ندارد . . .

*********************************************************

برترین نوع ایمان آن است که بدانی هر جا هستی خدا با

توست . . .

*********************************************************

اگر از پایان گرفتن غم هایت نا امید شده ای


به خاطر بیاور زیباترین صبحی که تا به حال تجربه کرده ای


مدیون صبرت در برابر سیاهترین شبی هستی


که هیچ دلیلی برای تمام شدن نمی دیدی . . .

*********************************************************

تلاش کنیم ندیده ها را ببینیم ، دیدن آنچه که همه می بینند هنر

 نیست . . .

*********************************************************

برای پناهندگی به درگاه خدا ، نیاز به هیچ گذرنامه و ویزایی

نیست . . .

*********************************************************

همه دنیا در حکم یک دوربین عکاسی است ، لبخند بزنید  . . .

*********************************************************

فرزانه وار آرام باش ، آنان که به سرعت می دوند زمین می

 خورند . . .

*********************************************************

اینگونه زندگی کنیم: ساده اما زیبا، مصمم امابی خیال


متواضع اما سربلند، مهربان اما جدی، سبز اما بی ریا، عاشق

 اما عاقل . . .

 

....سلام به دوستای خوبم

چن وقت نبودم شاید به قول یکی از بچه ها خبر جدیدی نداشتم...

شایدم اینقد درگیرم که دیگه هیچ خبری واسم اینقد  مهم نیس که

بنویسم!!!!

من این جمله هارو دوس دارمو بهم آرامش میده امیدوارم شمام

خوشتون بیاد

 

نویسنده : بهاره ; ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩٠
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ هر آنچه هست میان تو و خداوند است

مردم اغلب بی انصاف،بی منطق و خود محورند

ولی آنان را ببخش،

اگر مهربان باشی تورا به داشتن انگیزه های پنهان متهم میکنند

 ولی مهربان باش،

اگر شریف و درستکار باشی فریبت میدهند

 ولی شریف و درستکار باش،

نیکی های امروزت را فراموش میکنند ولی نیکوکار باش،

بهترینهای خود را به دیگران ببخش حتی اگر هیچگاه کافی

 نباشد،

و در نهایت میبینی که هر آنچه هست میان تو و خداوند است نه

 میان تو و مردم...

نویسنده : بهاره ; ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩٠
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ چیزی که بیشتر داریم

روزی مردی برای خود خانه ای زیبا خرید که حیاطی بزرگ با

 درختان میوه داشت.

در همسایگی او خانه ای قدیمی بود که صاحبی حسود داشت

که همیشه سعی میکرد اوقات اورا تلخ کند و با گذاشتن زباله

کنار خانه او  سعی میکرد به این هدف خود برسد.

یک روز صبح خوشحال و سرحال از خواب برخواست. همین که

به ایوان  رفت دید یک سطل پراز زباله در ایوان است.سطل را

تمیز شست ،برق انداخت وآن را از میوه های تازه و رسیده

حیاط خود پر کرد تا برای همسایه خود ببرد. وقتی همسایه 

صدای در زدن اورا شنید از روی بدجنسی خوشحال شد و پیش

 خود فکر کرد این بار دیگر برای دعوا آمده است.وقتی در را باز

کرد مرد به او یک سطل پر از میوه های تازه و رسیده دادوگفت :

"هر کس آن چیزی را با دیگری قسمت میکند که از آن بیشتر

 دارد"

 

(منبع:مجله موفقیت)

نویسنده : بهاره ; ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩٠
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ !!!!!!!!!!!

بچه که بودیم بستنی مان را گاز میزدند قیامت

به پا میکردیم!!

چه بیهوده بزرگ شدیم ... روحمان را گاز میزنند

 میخندیم

 

نویسنده : بهاره ; ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳ خرداد ۱۳٩٠
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ از زندگی چی فهمیدی؟

از زندگی چی فهمیدی؟

نویسنده : بهاره ; ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٩ خرداد ۱۳٩٠
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ روز مادر

 عکس   اس ام اس تبریک روز مادر و روز زن (سری سوم) 

آسمانی پر از ستاره،

 دشتی پر ازگل،

تقدیم به آنی که بهشت زیر پایش جا دارد

به مادرم . . .

که مهرش تا ابد در دلم جای دارد . . .

.

نویسنده : بهاره ; ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢ خرداد ۱۳٩٠
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+  

آدمی چقد موجود عجیبیه یه روزی با همه وجودش یه چیزیو میخواد

ولی وقتی بهش میرسه...

همیشه یه بهونه واسه غر زدن داریم!!!!!

یه روزی تموم آرزوم این بود که برم سر کار یه جای دولتی استحدام بشم

ولی حالا که ۴ ماه ازش میگذره حسرت روزایی که تا لنگه ظهر میخوابیدم

حسرت روزای خوش بیخیالی رو میخورم

تو فکر اینم که برم یه جا دیگه ولی میدونم اگه برم اونجا حسرت جایی که الان هستمو

میخورم

تموم زندگیم به حسرت گذشت

دلم خیلی گرفتس خیلی...

نویسنده : بهاره ; ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱ خرداد ۱۳٩٠
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ بادبادکای رنگی



بچه بودم بادبادکای رنگی

دلخوشی هر روز و هر شبم بود

خبر نداشتم از دل آدما

چه بی بهونه خنده رو لبم بود

کاری به جز الک دولک نداشتم

بچه بودم به هیچی شک نداشتم

بچه بودم غصه وبالم نبود

هیشکی حریف شور و حالم نبود

بچه که بودم آسمون آبی بود

حتی شبای ابری مهتابی بود

بچگی و بچگیام تموم شد

خاطره های خوش رو دست من موند

تا اومدم چیزی ازش بفهمم

جوانی اومد اونو با خودش برد

برد.. برد..برد.. برد..برد

نویسنده : بهاره ; ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٠
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ واقعا تصورمون از خدا چیه؟

وقتی بچه ایم نمیدونیم خدا چیه و کیه،

یه کم بزرگتر میشیم بازم نمیدونیم فقط میدونیم دروغگوهارو

 دوس نداره و میبره جهنم،

به مدرسه که میرسیم میفهمیم دعا کنیم حتما ٢٠ میاریم،

یه نمه که کلاس بالاتر میریم نذر واسه قبولیه کنکور...پاس کردن درسا...

بعدشم رسیدن به عشقو...ازدواج...کارو ماشینو خونه................

آخرش میدونین چی میشه؟

یا به همه اینا میرسیمو اینقد توش غرق میشیم که کاملا خدارو

 فراموش میکنیم

یا نمیرسیمو واسه همیشه باهاش قهر میکنیم...

واقعا خدا اینقد کوچیکه؟ قدر آرزوهای حقیر ما؟

یا ما اینقد کوچیکیم که گیر این چیزاییم؟

فکر ما چقد حقیره که تموم زندیگمون توو حسرت خونه و

ماشینو دختر یا پسر مورد علاقمون که بهش نرسیدیم

 میگذره...؟!

 چرا همش دنبال اینیم که

از خدا یه چیزی بخوایم؟!!

 تقصیر  ماست یا اونایی که خدارو به ما اینطوری فهموندن؟

شما تصورتون از خدا چیه؟

تا حالا بهش فک کردین؟

نویسنده : بهاره ; ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٠
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ نامه ای به خدا (طنز)

کودکی به مامانش گفت، من واسه تولدم دوچرخه می خوام.
بابی پسر خیلی شری بود.
همیشه اذیت می کرد.
مامانش بهش گفت آیا حقته که این دوچرخه رو برات بگیریم واسه تولدت؟

بابی گفت، آره.
مامانش بهش گفت، برو تو اتاق خودت و یه نامه برای خدا بنویس و ازش بخواه به خاطر کارای خوبی که انجام دادی بهت یه دوچرخه بده.

نامه شماره یک
سلام خدای عزیز
اسم من بابی هست.
من یک پسر خیلی خوبی بودم و حالا ازت می خوام که یه دوچرخه بهم بدی.
دوستدار تو
بابی
....
بابی کمی فکر کرد و دید که این نامه چون دروغه کارساز نیست و دوچرخه ای گیرش نمی یاد. برا همین نامه رو پاره کرد.

نامه شماره دو
سلام خدا
اسم من بابیه و من همیشه سعی کردم که پسر خوبی باشم. لطفاً واسه تولدم یه دوچرخه بهم بده.
بابی
....
اما بابی یه کمی فکر کرد و دید که این نامه هم جواب نمی ده واسه همین پارش کرد.

نامه شماره سه
سلام خدا
اسم من بابی هست.
درسته که من بچه خوبی نبودم ولی اگه واسه تولدم یه دوچرخه بهم بدی قول می دم که بچه خوبی باشم.
بابی
....
بابی کمی فکر کرد و با خودش گفت که شاید این نامه هم جواب نده.
واسه همین پارش کرد.
تو فکر فرو رفت.
رفت به مامانش گفت که می خوام برم کلیسا.
مامانش دید که کلکش کار ساز بوده، بهش گفت خوب برو ولی قبل از شام خونه باش.
....
بابی رفت کلیسا.
یکمی نشست وقتی دید هیچ کسی اونجا نیست، پرید و مجسمه مادر مقدس رو کش رفت ( دزدید ) و از کلیسا فرار کرد.
....
بعدش مستقیم رفت تو اتاقش و نامه جدیدش رو نوشت.

نامه شماره چهار
سلام خدا
" مامانت پیش منه. اگه می خواییش واسه تولدم یه دوچرخه بهم بده

نویسنده : بهاره ; ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٠
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک